داستان شیرین و فرهاد روایتی از یک عشق یک طرفه و نافرجام است که در منظومه خسرو و شیرین نظامی گنجوی آمده است. در ادبیات، هر شاعری که میخواهد از داغ عشق سخن بگوید یا نامی از شیرین و فرهاد میآورد و یا از کوه کندن فرهاد در بیستون میسراید.
منظومهی خسرو و شيرين نظامی، زيباترين منظومه عاشقانه در ادب فارسی است. خسرو پرويز، شهريار خوشگذران ساسانی دل در گرو محبت شيرين، شاهزادهای ارمنی دارد. در میانهی راهِ عاشقی، فرهاد فريفتهی شیرین میشود و خسرو برای برداشتن رقیب از سر راه، او را به كندن كوه بيستون میگمارد. فرهاد هنرمند تنديسگر در آن كوه به بريدن سنگ مشغول میشود و سرانجام، جان بر سر دلدادگی مینهد. داستان خسرو و شيرين بارها مورد تقليد شاعران پس از نظامی قرار گرفته است. در این تابلو طراح، شیرین سوار بر اسب را در زیر آسمان شب که پوشیده از ماه و ستارگان است، با ظرافت و زیبایی تمام به تصویر کشیده است. استفاده از ورق طلا برای عناصر اصلی تابلو و سپس قرار دادن آنها به صورت برجسته بر روی پس زمینهی مشکی بر زیبایی کار افزوده است.
نظرات
هنوز هیچ نظری نوشته نشده است.